در عرش بپاشند اگر بوی تنت را

ترسم بربایند ملائک بدنت را

میخانه بپیچندبر این ارض و سماوات

یک دم بگشایند کمی از دهنت را

برچشم سیاه تو گر راه بیابند

ترکش ننمایند؛ بهشت عدنت را

در حلقه و سرحلقه شدی تا که دمادم

افزوده کنی دامنه ی انجمنت را

از روز ازل حک شده برپهنه ی سینه

برگنبد دوار صدای سخنت را

حالا علی و فاطمه یادت که می افتند

هر روز ببوسند شبیهت حسنت را

                                     میثم رنجبر- بابل