شعر جدید میثم رنجبر
عشق ها تا عذاب اين شهرند، سيل ها هم سراب اين شهرند
چاهكَن ها به جاي چاه، ولي، ساكنِ فاضلاب اين شهرند
مُحتسب هاي مستِ هر كوچه، مرزِ حدّ نسابِ اين شهرند
تبصره ها مفرّ توجيه اند، تعرفه ها كتاب اين شهرند
تاجران، حاجيان بازارند، صاحب انقلاب اين شهرند
حال؛ خورشيد هم نيايد اگر، لامپ ها آفتاب اين شهرند
شاعران ساقيان خودجوشند، شعرهاشان شراب اين شهرند
روي رعيت دوباره اربابان، شاه و عاليجناب اين شهرند
بعد از اين پيكر برادرها، گوشت هاي كباب اين شهرند
حوريان كذاي خوشبختي، دختران خراب اين شهرند
پيرمردانِ بِه كِشِ هر شب، عينِ بازاريابِ اين شهرند
ماسك ها با تنفّسي كوپني، شكل صورتحساب اين شهرند
راهزن ها پليس راه شدند، دزدها؛ در نقاب اين شهرند
شهر، دستِ دعانويسان است، آرزوها حباب اين شهرند
بعد از اين ها تمام قرآن ها، مايه ي اضطراب اين شهرند
گريه كن! موقع عزاداريست، اشك هامان گلاب اين شهرند!!!!!!!!!
میثم رنجبر- از مجموعه شعر(دندان درد)