به صاحب العصر و الزمان مهدی موعود(عجل الله تعالی فرجه الشریف)که امید ماست!

         بی تو يك بار دگر خواندند اين احوال را

روزهارا، ،هفته ها را، ماه ها را، سال را...

خودخوري،يك بخش از صبر است، عاشق مي كِشد؛

مثل موجي كه به صورت مي كِشد چنگال را

آن قدر فكرم به چشمان تو مشغول است كه

مي بَري از خاطرم هرگونه استدلال را

هِي قرارت را به فرداهاي ناممكن نده!...

وِل كن از دست خودت اين توپ بسكتبال را!...

مثل ماهي هاي قرمز، مي رسي پيش از بهار

مي دَمي در روح و جانم شوق استقبال را

من براي صيد آغوش تو دستم بازِباز...

چون عقابي كه دمادم مي گشايد بال را

حرف ها دارند مَردم همچنان پشت سرم

بعد تو وِل كرده ام هرگونه قيل وقال را

ابروانت چون دو چاقويي سلاح سرد توست

دور كن از قلب من اين آلت قتّال را

با تو حتي راضي اَم، حاضر به تبعيد از بهشت؛

گاز خواهم زد تمام سيب هاي كال را!...

                                             میثم رنجبر- مازندران(بابل)

            (این شعر در مجموعه شعر دندان درد آورده شده است)