شعر دفاع مقدس همیشه مظلوم!
بعد از انقلاب اسلامی ایران و بعد از آن جنگ تحمیلی که هشت سال به طول انجامید،جریان جدیدی در هنر و تمام زیرشاخه های آن به وجود آمد.شاعران متدین و متعهد و وطن دوست نیز همچون هنرمندان در قالب های گوناگون شعری اعتقادات و احساسات خویش را به تماشا گذاشتند. البته در آغاز عدم تجربه ی جنگ آن هم به این عظمت برای شاعران آن سال ها هم از موانع اصلی خلق آثار فاخر بود.این مشکل پس از مدتی کوتاه به دلیل ارتباط دینی و قلبی و در یک کلمه خدایی در شاعران آن سال ها مرتفع گردید،که این خود یکی از کرامات جنگ تحمیلی بود.امادر ادامه این روند در سالهای بعد و خصوصا سال های اخیر با داشتن چنین گنجینه ای نتوانست آنچنان که باید و شاید ادامه دهنده ی خوبی باشد.چرا که تبعات بعد از جنگ،چه اشک ها و چه لبخندهایش،چه تلخی ها و چه شیرینی هایش،چه پیروزی ها و چه شکست هایش و هر آنچه را که شما در نظر بگیرید که در یک جنگ تمام عیار جنگ اتفاق می افتد،خوب در شعرها انعکاس داده نشد که هیچ، بلکه سرودن اشعاری که "ناشاعران" با آوردن صرفا کلماتی که در آن فقط متوسل به واژه هایی همچون توپ و تانک و تفنگ و سربند و تیر وترکش شدند فضای شعر اصیل دفاع مقدس را آلوده ساختند و یک جاهایی هم کثیف کردند. این باعث شد تا اشعار و آثار فاخر شعر دفاع مقدس نه تنها ترویج نشود، بلکه مظلومیت آن بیشتر شده و خروج از این مظلومیت دشوارتر گردد و این عاقبت خوبی را به همراه نخواهد داشت و هم به ضرر ادبیات مقاومت و دفاع مقدس است.
هم ضرر به آرمان های ناب اسلامی و ایرانی و انقلابی هم برای ایران و هم برای جهان اسلام است.
متاسفانه متولیان سست و بی انگیزه و صندلی پرست و شُل و کم آگاه در این جایگاه ها، ناخودآگاه خائنینی هستند که فردای قیامت باید نزد شهدا و امام شهداپاسخگو باشند و کار را به جایی برسانند که رهبر معظم انقلاب در دیدار با شاعران مذهبی که در اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۰ صورت گرفته بود با اندوه در باب این موضوع صحبت کنند و به زبان بی زبانی این مرد بزرگ از شاعران متعهد خواهش کنند که در محور و موضوع جنگ متخصصانه و حرفه ای مطالعه کنند و بنویسند!و این جای تاسف است.در سال های اخیر که قربانش برویم جشنواره های شعر دفاع مقدس مصلحت گرا شدند.غیرمستقیم از شاعر می خواهند طوری از شهدا بنویسند که در آخرش مخاطب فکر کند دارد رستم و سهراب می خواند.یعنی اسطوره هایی دست نیافتنی از شهدا و دفاع مقدس می سازند که به عنوان یک الگو از ذهن مخاطب فرار کرده و تبدیل به بُت می شود و این نیز خیانت ناآگاهانه ای دیگر است که ناخودآگاه و چه خودآگاه صورت می گیرد که خدا به خیر بگذراند.آین وسط شاعرنماهای بی سواد از آّب گِل آلود این فضای حاکمه کمال سوئ استفاده را کرده و با "شعرسازی های" بی مغز و بی مایه به این وضعیت بی صاحب،ماهی می گیرند.
امیدواریم کار به جایی نکشد که برای حل این مشکل متوسل به خودِ شهدا شویم!والسلام!
میثم رنجبر- جهت اطلاع؛شاعر (برترکنگره سراسری شعروحدت«دفاع مقدس-زاهدان-1389)
(برترهمایش منطقه ای شعرآفتاب-خمین-تیرماه90 )
نوشته شده: دوم مرداد ماه 1390