X
تبلیغات
دندان درد
دندان درد
 
آقا اجازه درد دندان کشت ما را
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و سوم مهر 1390 توسط میثم رنجبر
        تقدیم به همه ی همسران شهدا با تقدیم احترام

         (زبانحال همسری با شوهر شهیدش)


از تو می گفتند یارانت؛چنین افتاده است!...

مثل یک انگشتری را که نگین افتاده است!

آه؛ خوشحالم که دستم بین دستان تو بود

دست هایی را که بعداً روی مین افتاده است

با تنت، خمپاره و راکت چه ها کرده است که

هم لباست سوخته، هم آستین افتاده است؟!

مطمئنم باز در هنگامه ی جان دادنت

بر لب پروردگارت"آفرین!" افتاده است

سال ها رفته است؛عکس تو جوان مانده است و من

آه؛ از پیشانی ام تا چانه چین افتاده است

این وصیت نامه از دلتنگی ام کم می کند

حرف هایی را که عمری بر زمین افتاده است

مثل حُر در لحظه های واپسین برگشته ام

در دل کافر به یک اعجاز دین افتاده است

من تو را از دست دادم؟!...نه!به دست آورده ام!

 از تو در دامان "ایمانم"،" یقین" افتاده است!

                                        میثم رنجبر- مازندران(بابل)




برچسب‌ها: شعردفاع مقدس زبانحال همسری با شوهرشهیدش, میثم رنجبر
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیستم اسفند 1392 توسط میثم رنجبر
   فقط دوبیت عاشقانه!.......

این که غمبارم؛ دلیلش را نپرس!...

                          سر به دیوارم؛ دلیلش را نپرس!...

معنیِ عاشق شدن از من نخواه!

                         دوستت دارم؛ دلیلش را نپرس!...

                                                    میثم رنجبر- بابل



برچسب‌ها: شعرعاشقانه
نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم بهمن 1392 توسط میثم رنجبر
   تقدیم به امام رضا(علیه السلام)

اصلاً عجيب نيست؛ شبي خُل شدم اگر

حيران بين مشهد و بابل شدم اگر

يك پيكر از شراب بسازند از تنم

در خويش هشت بار تناول شدم اگر

يا از سَرِ نياز به دستان زائري

دفترچه ي دعاي توسل شدم اگر

وقتي كه دست من به ضريحت نمي رسد،

توي حرم به شكل غزل پُل شدم اگر

يا ممكن است در بغل دختري فقير

محتاج برگه هاي تفاٌل شدم اگر

من يك كلاغ پير و خرفتم كه بعد تو

اصلاً عجيب نيست كه بلبل شدم اگر

دستِ مرا بگير كه پاشيده مي شوم

يك لحظه اي دچار تزلزل شدم اگر

آب درون صحن شما مستي آوراست

اين روزها بدون تعادل شدم اگر

هِي زود رفته ام كه به خوابم ببينمت

تنها به شوق توست كمي هُل شدم اگر

آهو شدن براي تو آقا كليشه ايست

جاي غزال عين تغزّل شدم اگر

                          میثم رنجبر- مازندران(بابل)

                          از مجموعه شعر"دندان درد"                 

                                          



برچسب‌ها: شعر امام رضا, علیه السلام, میثم رنجبر
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوازدهم دی 1392 توسط میثم رنجبر
                                         جواب اعدام شیخ را با شعر می‌دهیم

        سوگندنامه شاعران فارسی‌زبان در دفاع از جان شیخ‌النمر

      


           در دفاع از جانِ شيخ نمرالنمر، روحاني شيعه‌ي عربستاني كه در بيدادگاه رژيم شاه

          عربستان به اعدام محكوم شده است، شاعران فارسي‌زبان سوگندنامه‌اي را منتشر 

          كردند.

          در اين سوگندنامه كه مديران سايت شاعران فارسي‌زبان آن را تنظيم و در اين سايت

         ادبي

        مهم منتشر کرده‌اند، آمده است:

               ما شاعران فارسي‌زبان كشورهاي مختلف هم‌قسم مي‌شويم كه چنانچه روحاني

         آزاده و مبارز،شيخ‌النمر، را كه ماه‌هاست در زندان‌هاي رژيم عربستان دربند است،

        عوامل آل سعود و شاه عربستان به شهادت برسانند، ما با سرودن شعر به زبان

       فارسي و ترجمه‌ي آن به همه‌ي زبان‌ها و نشر آن در فضاهاي مجازي و كتاب‌هاي

       مستقل و گروهي، جنايات يزيدیان و حجاجیان و هيتلرهای آل سعود را به گوش

       مردمان جهان و نسل‌هاي آينده فرياد خواهيم كرد.  

       باشد كه اين سوگندنامه‌ به‌عنوان برگی زرين از آزادگي شاعران فارسي‌زبان

       در تاريخ به ثبت برسد.


1- علی‌رضا قزوه
2- عبدالرحیم سعیدی‌راد
3- رضا اسماعیلی
4- امیر سیاهپوش
5- نسرین حیایی تهرانی
6- محمدحسین انصاری نژاد
7- علیرضا رضایی
8- سید حسن مبارز
9- عباس خوش‌عمل کاشانی
10- وحیده افضلی
11- حاج عباس حدادکاشانی
12- سیدعلی اصغرصائم کاشانی
13- محسن حافظی
14- جواد جهان آرایی
15- حاج احمد مشجّری (محبوب)
16- محمدحسین خوش عمل
17- محسن کریمی راهجردی
18- میثم رنجبر
19- محمدعلی رضاپور
20-حسین دارند
21-حمزه زارعی
22-اصغر اکبری
23-محمدرضا احمدی فر
24-حسین انصاری
25- فاطمه صداقتی نیا
26-فاضل نظری
27- مهدی بوشهریان
28- محمدرضا تركي
29- حميدرضا اقبالدوست
30 - قادر طراوت پور
31- علي محمد مودب
32- محسن عرب خالقي
33- علي داوودي
34- محمدحسين نعمتي
35- محمد مهدي سيار
36 - ميلاد عرفان پور
37- مهشید رهبری
38 - محمد جواد آسمان
39-  رستم عجمي از تاجيكستان
40 - عزيز مهدي از هند
41- مبين اردستاني
42- جواد شيخ الاسلامي
43- محسن رضواني
44- سعيد بيابانكي
45- محمود حبيبي كسبي
46- كمال شفيعي
47- مرتضي اميري اسفندقه
48-  حسين سنگري
49- سارا سادات باختر
50- محمد یزدانی جندقی
51- محمد برزگر
52- محمدرضا رئیسی
53- حامد خلجی
54- زهرا بشری موحد
55 - رضا احسانی
56 - سید علیرضا شجاع
57- علی حکیمی
58- محمد وثوقی
59- محمد شکری فرد
60- ساجده جبارپور
61- سجاد شاکری
62- مقداد داودی
63- یزدان تورانی
64- سعید سلیمان پور ارومی
65- مجید نجفی
66-علی اکبر افضلی
67- شبنم فرضی زاده
68- راضیه رجایی
69- سید ابوالفضل مبارز
70- محمدرضا سلیمی
71- زهرا شعبانی
72- سعید یوسف نیا
73-غلامرضا کافی
74- هادی منوری
75- محمد نقیان
76- مرضیه عاطفی
77- سید حبیب حبیب پور
78- سیدمنصور میرباذل
79- مرتضی نوربخش
80- پروانه نجاتی
81- مهدی مظفری ساوجی
82- عباس محمدی
83- محمد مهدی شفیعی
84- سید علیرضا شفیعی
85- مرتضی حیدری آل کثیر
86- حسنا محمدزاده
87- سید رضا حسینی پور
88- رضا نیکوکار
89- اکبر نبوی
90- ابوالقاسم افخمی اردکانی
91- یاسمن جم پوری
92- علی رضا حکمتی
93- امرالله عظیمی
94- علیرضا رجبعلی زاده کاشانی
95- فرشیدرشیدی کرمانی
96- امين نوراللهي(فرياد
97- خلیل ذکاوت
98- حمید خصلتی
99- ابراهیم حاج محمدی
100- سید اکبر سلیمانی
101- غلامرضا محمدي (كوير)
102- رضا محمدصالحي
103- علی اصغر اقتداری
104- فریبا یوسفی
105- محمدحسین زورق
106- محمود کریمی نیا (کریما)
107- نیره کاشی
108- یوسف شیردژم
109- رحیمه مهربان آق کاریز
110- علی فردوسی
111- هادی ارغوان
112- محمد حسين جعفريان
113- محمدسرور رجايي از افغانستان
114- قنبرعلي تابش از افغانستان
115- مجيد هادوي
116- سيد حسن رستگار
117- مطهره عباسیان
118- غلامرضازربانویی(رضا)
119- علیرضا قادری
120- زهرا آراسته نیا
121- دلبر تاشماتاوا از روسیه
122- محسن کاویانی
123- علی شرفی
124- امیر توانا املشی
125- سحر دگلی "آریایی"
126- علی اکبر مقدم
127- مجتبی خرسندی
128- حسین نبی زاده اردکانی
129- ناصر عرفانیان
130- آرش پورعلیزاده
131- راشین گوهرشاهی
132- سینا شهیدا
133- سجاد جبارنژاد
134- احسان فریدونی
135- سید علمدار ابوطالبی نژاد
136- محمدمهدی عبدالهی

...



برچسب‌ها: جواب اعدام شیخ را با شعر می‌دهیم
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم آذر 1392 توسط میثم رنجبر

مدارا كردنم قلياني از تقسيم در آتش؛

هنوزم نيم در آبم؛ هنوزم نيم در آتش!

به شكلِ دود دارد چارفصلم مي خورد خود را

گمانم بعدِتو اُفتاده اين تقويم در آتش

كه من بوداترين تصويرِخاكسترنشين باشم

سراغم را بگير از مجلسِ ترحيم در آتش

فراري؛ مثلِ يك ققنوسِ پيرم، سرد و بي حاصل

كه دارد مي كُند دنيا مرا ترسيم در آتش

كماكان شعله از دامانِ من چنگال مي گيرد

خيالي خام دارم اين كه ابراهيم در آتش-

- نشست و...خنده بر لب هايش اُفتاد و... نگرديده است

به هرگزها زباني لحظه اي تسليم در آتش

خيالي نيست حتي اين كه خاكستر شوم در باد

محال است اين كه بگذارم سرِتعظيم در آتش

تو را مي سوزم و غرقم تو را در خويش كاري كن!...

...هنوزم نيم در آبم؛ هنوزم نيم در آتش!

       

         میثم رنجبر- بابل(از مجموعه شعر دندان درد"چاپ دوم")

 




برچسب‌ها: شعر قلیان, میثم رنجبر
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفتم آذر 1392 توسط میثم رنجبر
سلام و عرض ادب و احترام دارم خدمت شاعران و هنرمندان و دوستان همیشگیم!

بدون مقدمه عارضم که با توجه به اصرار دوستان نسبت به این که از این که بنده در بروزرسانی کمتر عمل میکنم این است که بیشتر وقتم را صرف نقد در وبلاگ دوستان می گذرانم و اگر خودتان تمایل داشتید بعد از بروزرسانی وبلاگ بنده باخبر شوید نام و شماره همراهتان را (یا فقط شماره همراهتان را بی نام)کامنت(خصوصی یا عمومی)بگذاریدتا در سامانه پیامکی اینجانب قرار دهم و با این سامانه خبرتان دهم!... باارادت و سپاس فراوان!(میثم رنجبر)



برچسب‌ها: بروزرسانی ها
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و دوم شهریور 1392 توسط میثم رنجبر

عشق ها تا عذاب اين شهرند، سيل ها هم سراب اين شهرند

چاهكَن ها به جاي چاه، ولي، ساكنِ فاضلاب اين شهرند

مُحتسب هاي مستِ هر كوچه، مرزِ حدّ نسابِ اين شهرند

تبصره ها مفرّ توجيه اند، تعرفه ها كتاب اين شهرند

تاجران، حاجيان بازارند، صاحب انقلاب اين شهرند

حال؛ خورشيد هم نيايد اگر، لامپ ها آفتاب اين شهرند

شاعران ساقيان خودجوشند، شعرهاشان شراب اين شهرند

روي رعيت دوباره اربابان، شاه و عاليجناب اين شهرند

بعد از اين پيكر برادرها، گوشت هاي كباب اين شهرند

حوريان كذاي خوشبختي، دختران خراب اين شهرند

پيرمردانِ بِه كِشِ هر شب، عينِ بازاريابِ اين شهرند

ماسك ها با تنفّسي كوپني، شكل صورتحساب اين شهرند

راهزن ها پليس راه شدند، دزدها؛ در نقاب اين شهرند

شهر، دستِ دعانويسان است، آرزوها حباب اين شهرند

بعد از اين ها تمام قرآن ها، مايه ي اضطراب اين شهرند

گريه كن! موقع عزاداريست، اشك هامان گلاب اين شهرند!!!!!!!!!

                                              میثم رنجبر- از مجموعه شعر(دندان درد)



برچسب‌ها: شعر جدید میثم رنجبر
نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم شهریور 1392 توسط میثم رنجبر

بسمه تعالی
آموزش عروض و قافیه
وزن شعر
این دو جمله را با هم مقایسه میکنیم :
1-      نفس تا دمد دل ز جا میرود
2-      تا نفس دمد دل میرود ز جا
اگر از ما بپرسند کدام یک از این دو جمله خوش آهنگ تر است ، شاید هم نظر باشیم که اوّلی ؛ و شاید کمتر فارسی زبان باشد که تمایزی بین آهنگ این دو حس نکند. جمله اوّل مصراعی است که از مثنوی محیط اعظم عبدلالقادر بیدل ؛ و جمله دوم را را ما با جا به جا کردن کلمات همان مصراع ساخته ایم . روشن است که همهء اختلافات ناشی از همین جا به جایی است.در عبارت اول ، واژه ها به نحوی خاص مرتب شده و نوعی تناسب پدید آورده است که در دومی دیگر وجود ندارد.این تناسب در کجاست؟ مسلم است که در معنی کلمات نیست، چون معنی در هر دو عبارت یکی است . پس باید در پی تناسبی آوایی باشیم ، که همان «وزن شعر» است.
برای شناخت وزن ، پیش از هر کاری ، بهتر است «هجا» را بشناسیم و جملات را به هجا های سازنده شان تجزیه کنیم. هجا «یک واحد گفتار است که با هر ضربهء هوای ریه به بیرون رانده می شود.»و ما تجزیهء کلمات به هجاها را از دورهء ابتدایی در مدارس به یاد داریم . حاصل تجزیه ء آن دو جمله چنین خواهد بود :
نـ   فس  تا   د  مد  دل  ز  جا  می  ر  ود
تا   نـ  فس  د  مد  دل  می  ر  ود  ز  جا
در ظاهر تفاوت خاصی به نظر نمی رسد، ولی با کمی دقت ، می بینیم که بعضی از این هجاها یک حرف دارد و بعضی دو حرف . اگر ما هجا های یک حرفی را «هجای کوتاه» بنامیم و با علامت U نشان دهیم و هجاهای دو حرفی را «هجاهای بلند» بنامیم و با علامت – مشخص کنیم ، چنین هجابندی ای میتوان نوشت :
نـ    فس  تا   د  مد  دل  ز  جا  می  ر  ود
U   -    -   U  --  U   -    -    U    -
تا   نـ   فس  د  مد  دل  میـ  ر  ود  ز  جا
-   U   -   U   -    -   -   U   -   U   -



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و سوم تیر 1392 توسط میثم رنجبر
با سلام خدمت دوستان خوبم كه شرمنده ي محبت شما هستم. كتاب (دندان درد) در عرض 100 روز به چاپ دوم رسيد.البته خودم فكر مي كردم دستگاه هاي دولتي همگي حمايت كنند. در اتفاقي عجيب فقط رئيسم 100 جلد را يك جا حمايت كرد و همه جا گفتند متاسفانه پول نداريم.خوشبختانه اهالي شعر كشور و خصوصا هم استاني هايم سيل آسا از آن حمايت كردند. با آن كه هنوز هم اطلاع رساني را آن طور كه بايد انجام ندادم. از اين كه توده ي شاعران و مردم راضي بودند برايم قوت قلب و انگيزه شد.

اميدوارم در دو مجموعه بعدي ام كه يكي اهل بيتي و ديگري دفاع مقدس خواهد بود با استقبال مواجه شود.

اميدوارم آبروي شعر مازندران را شعرهايم حفظ كند!

دوست دارتان: ميثم رنجبر- مازندران(بابل)



برچسب‌ها: چاپ دوم مجموعه شعر دندان درد ميثم رنجبر
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه دوازدهم تیر 1392 توسط میثم رنجبر
به صاحب العصر و الزمان مهدی موعود(عجل الله تعالی فرجه الشریف)که امید ماست!

         بی تو يك بار دگر خواندند اين احوال را

روزهارا، ،هفته ها را، ماه ها را، سال را...

خودخوري،يك بخش از صبر است، عاشق مي كِشد؛

مثل موجي كه به صورت مي كِشد چنگال را

آن قدر فكرم به چشمان تو مشغول است كه

مي بَري از خاطرم هرگونه استدلال را

هِي قرارت را به فرداهاي ناممكن نده!...

وِل كن از دست خودت اين توپ بسكتبال را!...

مثل ماهي هاي قرمز، مي رسي پيش از بهار

مي دَمي در روح و جانم شوق استقبال را

من براي صيد آغوش تو دستم بازِباز...

چون عقابي كه دمادم مي گشايد بال را

حرف ها دارند مَردم همچنان پشت سرم

بعد تو وِل كرده ام هرگونه قيل وقال را

ابروانت چون دو چاقويي سلاح سرد توست

دور كن از قلب من اين آلت قتّال را

با تو حتي راضي اَم، حاضر به تبعيد از بهشت؛

گاز خواهم زد تمام سيب هاي كال را!...

                                             میثم رنجبر- مازندران(بابل)

            (این شعر در مجموعه شعر دندان درد آورده شده است)

                                                             

 



برچسب‌ها: شعر امام زمان, میثم رنجبر
نوشته شده در تاريخ یکشنبه دوم تیر 1392 توسط میثم رنجبر

دندان دردها جای عاشقی را گرفته اند (نگاهی به«دندان درد» مجموعه اشعار میثم رنجبر)
  كد خبر : ۱۴۲۷ /  تاریخ :۱۵ خرداد ۱۳۹۲ / منبع : اختصاصی شمال آرت
احسان مهديان، شاعر و منتقد ادبي
این مجموعه كه سروده ميثم رنجبر شاعر بابلي مي باشد، توسط انتشارات هزاره ققنوس در سال 1392 طی 75 صفحه، حاوی 34 اثر، منتشر شده است.

در بین شاعران مازندران مانند همه­ ی شهرها و استان­های دیگر مجموعه­ای از آثار را می­توان یافت که خلق و خوی شاعرانه را در میان کلمات پراکنده­اند، بازهم می­توان با شاعرانی که با رفتاری مدرن در حال به دست دادن آثار این طرف آبی از مدل شعرهای جهانی هستند اما شاعرانی در این استان بر حفظ و انتشار شعرهایی که دقیقا الگوهای سنتی را با زندگی امروز درآمیخته­اند چندان زیاد نیستند و به قول معروف عده­ای از این سمت بام و عده­ای از سوی دیگر بام افتاده اند. یک سرِ این ماجرا شاعرانی هستند که در شعر، به صورت متعصبانه سازوکارهای کلاسیک را مانند شاعران سده ­های پیش تولید کرده و یک سرِ ماجرا کسانی هستند که در هر حالتی سکسوال را نشانه آوانگاردیسم دانسته و جوهره ­ی جداناپذیر اشعارشان شده است.

در این بین شاعرانی هستند که متعهدانه هم به لحاظ جوهره و درونمایه شعر و هم به لحاظ زبان و قالب و شکل، «نو قدمایی» و رو به جلو هستند که در مجموعه ­های منتشر شده در بین کتب شعری سال جاری مجموعه­ ی «دندان درد» را بدین منوال می­توان متمایز کرد.

(1)

ز لانه دار بَدم آید و ز لانه پرست / مرا بکش که اگر گشتم آشیانه ­پرست

نشسته­ اند چو کفتارها گرسنه و تلخ /به شاخه­ های زمان مردم زمانه ­پرست

همیشه قسمت این شهر پیر گورکن است/برای حسرت آوارگان خانه­ پرست

*

(2)

هندوستانم فیل کمتر دارد ای بانو / خنده نکن! این خنده­ ها سر دارد ای بانو!

آجر به آجر خوب می­گردم دخیلم را / یک جای این دیوارها در دارد ای بانو!

*



برچسب‌ها: نقد کتاب شعر, دندان درد, میثم رنجبر در سایت شمال آرت همشهری

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و پنجم خرداد 1392 توسط میثم رنجبر
                                                 بسم رب المستضعفین

شعری تقدیم به کسانی که عطرخوش گفتمان انقلاب اسلامی را با طعم مقاومت می پراکنند!...

نخواندن راهِ خوبي نيست؛ تاواني اگر مانده است!

به پا كن اين نمازت در تو ايماني اگر مانده است!

نرفتن فكر خوبي نيست؛ بايد رفت!بايد رفت!

كه مصنوعي تو را يك پايِ لنگاني اگر مانده است!

اميدي نيست جز لطفِ تو بينِ پاره آجرها

ميانِ سُفره ها يك لقمه ي ناني اگر مانده است!

فقط عشق است رحم آورده اين خشمِ زليخا را؛

برايِ يوسفِ اين شهر، زنداني اگر مانده است!

بيا از كوه بالاتر و خورشيدِ پيامد باش!

به رويِ شانه ها ردِّ زمستاني اگر مانده است!

سري بشكسته روي نيزه ها در سنگباران ها

به پيشانيِّ تو ردِّ مسلماني اگر مانده است!

ببين فرسايش ديروز بر آسايش حالا؛

سري بر نيزه ها رفته است، ساماني اگر مانده است!

برو شاعر! بخواه از ابر باراني بباراند!

ميانِ چشم هايت بويِ باراني اگر مانده است!

                                                                                             میثم رنجبر- بابل



برچسب‌ها: شعر مقاوت انقلاب اسلامی میثم رنجبر بابل
نوشته شده در تاريخ یکشنبه نوزدهم خرداد 1392 توسط میثم رنجبر

با سلام خدمت همه ی دوستان و همه ی کسانی که با لطفشان همواره بنده را مورد عنایت قرار می دهند. با لطف الهی کتاب(دندان درد)بالاخره چاپ شد.اگر چه انتشارات هزاره ققنوس تهران ناشرش است، اما لازم می دانم  با توجه به مشغله ی زیادی که دارم،چند نکته را خدمت دوستان عزیز و بزرگواروشاعر و شعردوستِ  ارجمندم یادآوری کنم؛

1)این کتاب پشت جلدش 3500 تومان است که به اشتباه عدد دیگری روی طرح جلد وبلاگ قید شده است.

2)این کتاب فعلا فقط نماینده ی فروش اش در "بابل"و کتابفروشی"شهر کتاب"واقع در میدان حمزه کلا و همچنین"کتابفروشی کتابستان" واقع در چهار راه فرهنگ ، جنب داروخانه اتحاد می باشد. یا علاقه مندان می توانند به صورت تلفنی از آقای "حمید حمزه نژاد" به شماره همراه 09371021097 مراجعه نمایند.دوستانی که از شهرهای دیگر کشور هم اگر خواستار این کتابند می توانند با آقای حمزه نژاد هماهنگ کنند.

3)البته در جلسات هفتگی دوشنبه ها انجمن شعر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بابل ساعت سه و نیم  و سه شنبه های انجمن شاعران آیینی سُرا ساعت سه و نیم واقع در کتابخانه شهیدان نجاریان بابل واقع در جنب میدان اوقاف بابل هر هفته در همان زمان ها و مکان های یادشده به آقای حمزه نژاد مراجعه نمایند.

۴)این مجموعه شعر یک مجموعه شعر با محوریت عدالتخواهی،عاشقانه و ۴ شعر اهل بیتی است.مجموغه های بعدی ام آیینی و اهل بیتی و مجموعه سومم دفاع مقدس خواهد بود.امیدوارم سوئ تفاهم ادبی برایتان پیش نیاید و خیلی بعد از خواندن کتاب"دندان درد" متعجب نشوید که چرا شعر آیینی و دفاع مقدس ندارد!!!!

4)دعا می کنم کتاب های شما شاعران هم زودتر چاپ شود و به چاپ چندم هم برسد.

5)دوستدار کوچک شما؛ میثم رنجبر-بابل  


نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم بهمن 1391 توسط میثم رنجبر


نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام دی 1391 توسط میثم رنجبر
منبر فروختم؛سخنم را فروختم
تا صندليِّ انجمنم را فروختم
دورِ لبانِ سُرخِ مرا عنكبوت بست
تا خنده ي شِكَرشِكَنَم را فروختم
گفتند؛شاامِ گوركَنِ پير مي شوم
رفتم به خانه و كفنم را فروختم
گندابه اي بلند شد از دختران كال
رفتم به شهر تا كه تنم را فروختم
از بس به شعرهاي من ايمان نداشتي
اين واژه هاي گوركَنم را فروختم
بي ظرفيت ترين زنِ دنيا،تَنِ من است
يوسف نگشته پيرهنم را فروختم
بيچاره مَرد! از دَرِ كاباره آمد و
مي گفت:حيف شد كه زنم را فروختم!
حالا براي بوسه كمي دير گشته است
دير آمدي غزل؛دَهنم را فروختم!
ديگر براي يافتنم شهر را نگرد
من عمري است كه وطنم را فروختم!
                                                      از محموعه شعر دندان درد



برچسب‌ها: منبر فروختم, سخنم را فروختم
نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام دی 1391 توسط میثم رنجبر

شعر از منظر رهبر معظم انقلاب

(بر گرفته از کتاب فرهنگ در منظر مقام معظم رهبری، تدوین امیر سیاهپوش و علی آقاپور، انتشارات نشر شهر)

اهمیت شعر

شعر وسیله ای بسیار مهم برای تبلیغ دین است

چرا امام صادق(عليه‌الصلاةوالسلام) ـ طبق روايت ـ فرمودند كه هر كس يك بيت شعر درباره‌ى حادثه‌ى عاشورا بگويد و كسانى را با آن بيت شعر بگرياند، خداوند بهشت را بر او واجب خواهد كرد؟ چون تمام دستگاههاى تبليغاتى، براى منزوى كردن و در ظلمت نگهداشتن مسأله‌ى عاشورا و كلا مسأله‌ى اهل‌بيت، تجهيز شده بودند تا نگذارند مردم بفهمند چه شد و قضيه چه بود. تبليغ، اين‌گونه است. آن روزها هم مثل امروز، قدرتهاى ظالم و ستمگر، حداكثر استفاده را از تبليغات دروغ و مغرضانه و شيطنت‌آميز مى‌كردند. در چنين فضايى، مگر ممكن بود قضيه‌ى عاشورا ـ كه با اين عظمت در بيابانى در گوشه‌يى از دنياى اسلام اتفاق افتاده ـ با اين تپش و نشاط باقى بماند؟ يقينا بدون آن تلاشها، از بين مى‌رفت[1].

اين‌كه فرمودند: «من قال فينا شعرا و بكى أو أبكى وجب له الجنة» ـ كسى شعرى درباره‌ى ما بگويد و چشمى را بگرياند، بهشت بر او واجب مى‌شود ـ معنايش چيست؟ معنايش اين است كه بهشت را ارزان كرده‌اند؟ بهشتى كه اين همه بايد عبادت كرد تا به آن رسيد، آيا آن را اين‌طور دم دستى كرده‌اند؟ يا نه؛ آن كار، آن شعر گفتن و تسخير دل با آن شعر و انتقال يك مطلب در آن روز، آن‌قدر مهم بوده كه به خاطر آن اهميت، جا داشته است كه در مقابل يك بيت شعرى كه اين‌گونه تأثير مى‌گذارد، بهشت را به او وعده دهند. هر وقت شعر شما اين اثر را داشته باشد، بدون بروبرگرد، همان وعده‌ى بهشت در مقابلش وجود دارد. اين يك محاسبه‌ى كاملا منطقى و روشن است.

در زمان ما كه شما مى‌خواهيد شعر بگوييد يا شعر بخوانيد و مايليد در مقابلش اجر و منزلت «دعبل» و «فرزدق» را هم داشته باشيد، راهش چيست؟ راهش اين است كه همان خلأيى را كه آن روز «دعبل» يا «فرزدق» يا «كميت» يا بقيه‌ى شعراى اهل بيت با شعر خود پر مى‌كردند، پر كنيد. اين مطلبى است كه من هميشه به مداحان و شعراى عزيز مذهبى تذكر داده‌ام[2].

شما در بين كلمات ائمه(عليهم‌السلام) يا سيره‌ى آن بزرگواران، كسى را كه داراى چنين خصوصيتى است و اين‌گونه مورد توجه ويژه قرار داده باشند،كمتر مى‌بينيد؛ مگر آن افراد بسيار برجسته ـ مثل «هشام‌بن حكم» يا «مؤمن‌الطاق» ـ كه اينها در بين رجال شيعه، بى‌نظير و يا بسيار كم نظير بودند. ائمه(عليهم‌السلام)، امثال «هشام» و «مؤمن‌الطاق» را ستايش مى‌كردند و مورد توجه و علاقه قرار مى‌دادند؛ اما آن كسانى كه همين مدح و بيان فضايل را به زبان شعر بيان مى‌كردند ـ ولو آنچه كه مى‌گفتند، در حد اوج سخن «هشام‌بن‌حكم» هم نبود ـ مورد توجه و نوازش و احترام و تجليل و تكريم قرار مى‌دادند. علت اين كار چيست؟



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه دوم مهر 1391 توسط میثم رنجبر

 بسم رب المظلومین

می پری از خواب و می گویی:"مریوان را زدند!"

بچه ها قیچی شدند و باز مهران را زدند

آه؛ای تصمیم کبری در دل میدان مین!

در میان مشق درسِ بازباران را زدند!

زخمِ بستر داغ بود و دست هایت داغ تر

مثل بهمن سینه ی سرد زمستان را زدند

بالِشَت چنگال بر دستان خود می گیرد و

باز نجوا می کنی:"یارِ دبستان را زدند!"

خواب می بینی ملخ ها شهر را پُر کرده اند

مثل زالو گوش تا گوشِ خیابان را زدند

چشم می گردانی و وحشت تو را پُر می کند

پشتِ سر وقتی تمام هم قطاران را زدند

آه؛ ای فرمانده ما داریم عادت می کنیم؛

در خبرها آمده؛"دیروز قرآن را زدند؟!"

باز هم در تیترهای روزنامه خوانده ایم:

در فلان کشور دوبانوی مسلمان را زدند

پیکرِ خونین کودک ها در آغوشِ کتاب؛

بمب ها در غزه هم ده ها دبستان را زدند

آه ای فرمانده!سنگین است وقتی بشنوی،

فتنه ها حتی بسیجی های تهران را زدند

بت پرستان؛ مومنان را در میانمارِ فقیر

حمله بردند و به ظاهر نسلِ ایمان را زدند

تخت تو تختِ سلیمانیست؛ اصلاً غم نخور!

من نخواندم هیچ جا"تختِ سلیمان را زدند!"

می رسد روزی که ما با تو تماشا می کنیم؛

بر دلِ دیوارِ کعبه، نامِ یاران را زدند!.............

                      میثم رنجبر- مازندران(بابل)

 

 



برچسب‌ها: شعرمیانمار, جانبازان شیمیایی که دچار موج انفجارات در جنگ تحمیل
نوشته شده در تاريخ یکشنبه پانزدهم مرداد 1391 توسط میثم رنجبر

بسمه تعالی

بی تعهدی درشعر در بی تعهدی ذاتی شاعرش ریشه دارد.

هنر، بستری قوی ،تأثیرگذار، تغییر دهنده و حتی تحول آفرینی است که منجر به بیداری انسان ها نیز می شودو این بیداری وقتی بر محور حقانیتی درست حرکت کند و الهی باشد، به خودی خود می ماند وماندگار می شود.این تعهد که تعریفی کلی است، مهمترین شاخصه آن به ایمان هنرمند برمی گردد.ایمان الهی وحتی یقین الهی در هنرمند!

اعتقاد براین است که هر چه ایمان ویقین الهی هنرمند به ارزش ها، اصول ومعارف اسلامی ومذهبی بیشتر باشد،یقینا تراوشات روحی وقلبی وگفتاری و عملی او نیز با همان ارزش ها و اصول و آرمان ها منطبق و بیشتر خواهد بود.به طور مثال وقتی یک شاعر جدا از مباحث فردی و خانوادگی و اصالتی، در یک محیط مناسب و مذهبی رشد نموده و درفضایی دینی و مذهبی پرورش پیدا می کند و یا به قول خودمان در خانواده ای مذهبی بزرگ می شود، به خودی خود اشعاری که می سراید با محور دینی و مذهبی از لحاظ کمیت وکیفیت اغلب بالاتر بوده است. این لازمه ایجاب می کندکه ما اکنون که در حکومت اسلامی زندگی می کنیم این شرایط را خودمان خلق کنیم و در واقع شرایط شعری متعهد را ایجاد نمائیم تا کسانی که نعمت این استعداد و طبع آزمایی را در شعر از جانب خداوندِمتعال نصیبشان شده است،در شرایط و فضایی که بیشتر منطبق برخواسته های دینی و مذهبی وحتی آداب و رسوم صحیح ملی ماست،آموزش ببینند و مهمتر این که همزمان با این آموزش، پرورش مناسب یابند. طبق فرموده های مقام معظم رهبری انجمن های شعر مانند گلخانه هستند. مسلما این گلخانه باید تابش نور مناسب، آب مناسب، دمای مناسب و شرایطی محیطی دیگر را همه را با هم درحد مناسب دارا باشد تا بتواند دستاورد داشته باشد. نتیجه این که بتوان هنردینی خلق نمود و هنرمند دینی پرورش داد تا پرچم دار بیداری و بصیرت جامعه ی خویش در همه ی مقاطع در جامعه ی اسلامی باشند وگرنه دست روی دست گذاشتن و منتظر خود بخودی و به صحنه آمدن هنرمندان متعهد و شاعران ارزشی و انقلابی شدن، کاری بس عبث و بیهوده است. این که انتظار داشته باشیم بی آن که خودمان کاری کرده باشیبم و نهالی کاشته باشیم، موقع فتنه و امثال آن، هنرمند متعهدی داشته باشیم که به میدان بیاید واقعا مسخره است. نباید انتظار داشت که بی زحمت، دنبال ثمره باشیم.یادمان نردود؛هنرمند معطل جامعه ی خودش نیست، بلکه این جامعه است که باید به دنبال هنرمند برود.این فرهنگ وقتی در جامعه جا بیفتد، می توان به بسیاری از رویش های بعدی امیدوار بود و متعاقبا اگر این فرهنگ به موقع اتفاق نیفتد منتظر هر حضوری ازهنرمندان و شاعران در مواقع و هنگام حساس و انتظار حضور آنان در صحنه های مهم انقلاب بودن، کاری بیهوده،و عبث و خنده آور خواهد بود.

ساختن این شرایط و فضای مناسب هنری و اسلامی باز هم به متولیان امر بر می گردد. زیرا مسئولین در حکومت اسلامی مأموریتشان بسیار حائزاهمیت بوده و کوتاهی و قصور دراین امر به هیچ وجه  و با هیچ توجیه و بهانه ای پذیرفتی نبوده وقابل گذشت نیست.سنگرهای هنر متعهد را هنرمندان متعهد پُرمی کنند و هنرمندان متعهد تا زمانی که از سوی مسئولان حکومت متعهد حمایت شوند، در صحنه حاضر حاضر شده و با تمام وجود از همه ی ارزش ها وآرمان های اسلامی دفاع می کنند و اگر این حمایت قطع و یا کُند شود دیگر امیدی به حضور در صحنه توسط ایشان در سنگرهای مهم جنگ نرم نیست وباید هر روز منتظرکم رنگ تر شدن حضورسربازان این جبهه فرهنگی بود واین برای مسئولان نظام زنگ خطری است!

پس باید دست بجنبانیم. امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند به هنرمندان وادیبان متعهدیم که در این جنگ بزرگ دلاوری کنند.یاحق!                                           میثم رنجبر- مسئول انجمن شعر بابل


نوشته شده در تاريخ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 توسط میثم رنجبر

شام آخر

می توانی جواب رد بدهی، پاسخش دیده ی ترم باشد

بعد از این ها فقط،فقط و فقط ،عاشقی توی دفترم باشد

نامه های تو را که از حفظم؛ بین شومینه دود می شد و بعد

بوسه بر پاکتش زدم شاید، تا ابد منّتش سَرَم باشد

با خودم هی خیال می کردم؛ آمدی؛باز کوچه آبی شد

کوچه تان را مرور کردم و بعد گفتم این بار آخرم باشد

من که هفت آسمان دنیا را، یک ستاره نداشتم هرگز

می کِشم یک ستاره مصنوعی، تا در این قصه اَخترم باشد

پیش از این که بلند شی از جای تا برای همیشه تر ک کنی

پیش از این کاش سیلی ام بزنی، تا که این قصه باورم باشد

من مسیح تو می شوم تا با خاطری خوش زهم جدا بشویم

شاید این خنده های پایانی ست؛شاید این شام آخرم باشد!!!!!!

                                                                میثم رنجبر- بابل



برچسب‌ها: شام آخر, می توانی جواب رد بدهی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه دهم بهمن 1390 توسط میثم رنجبر